![]() امروز هرکه پرسيد قطره هاي اشکش را چه کرد بگو به قيمت پرشقايقي به خاک فروخته ام... امروز هرکه پرسيد چرا اتاقش تاريک است بگو ستاره هايش يکي پس از ديگري مردند... آه !امروز... امروز هر که مرا خواست بگو رفته است تا پشت پنجره ستاره بچيند...
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
وبلاگ قشنگ سحر
سالن سه ساز عشق اسنیپ دورگه اداهای مردانه حسام آرشیو موسیقی درد سبز هیچکی مثل تو نبود :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سرزمین پریان
افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم... نبود کسی
تا كه بوديم نبوديم كسى
كشت ما را غم بى هم نفسى تا كه خفتيم همه بيدار شدند تا كه مرديم همگى يارشدند قدرآن شيشه بدانيد كه هست نه درآن موقع كه افتاد و شكست
|+| نوشته شده توسط پریزاد در شنبه یازدهم شهریور 1385 ساعت 0 قبل از ظهر
|