![]() امروز هرکه پرسيد قطره هاي اشکش را چه کرد بگو به قيمت پرشقايقي به خاک فروخته ام... امروز هرکه پرسيد چرا اتاقش تاريک است بگو ستاره هايش يکي پس از ديگري مردند... آه !امروز... امروز هر که مرا خواست بگو رفته است تا پشت پنجره ستاره بچيند...
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
وبلاگ قشنگ سحر
سالن سه ساز عشق اسنیپ دورگه اداهای مردانه حسام آرشیو موسیقی درد سبز هیچکی مثل تو نبود :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سرزمین پریان
افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم... کاش
فردا روز خداي مهربون تورو از پيش ما ببره كاش قبل از خداحافظي بهت ميگفتم كه حتي با نگاه كردن به سمت چپ و راست هم نميتونستي از سرنوشت فرار كني ... و ايكاش قبل از دست دادن آخر بهت ميگفتم كه چه دوست خوبي برا هستي و اگه يه موقع اذيتت ميكردم فقط به اين خاطر بود كه رو پيشونت خوندم كه آدم مهربون و صبوري هستي.................... پس تا ميتونيد بدون چرتكه انداختن و منت گذاشتن به هم خوبي كنيم چون.... معلوم نيست ... فردا صبح كه از خواب پاميشي قرعه سفر به مقصد نهايي به نام كي مي افته............... پس برقص با ساز زندگي و با همه مهربون باش
|+| نوشته شده توسط پریزاد در دوشنبه ششم شهریور 1385 ساعت 9 قبل از ظهر
|